نما سازی تپه سیلک توسط باستانشناسان زیگوراتها

 

تپه سیلک در سال 1310

 

تپه سیلک در سال 1388

هم اکنون جهت تردد بازدید کنندگان تخته های تراورس راه آهن را بعنوان محافظت از آثار این تپه قرار داده اند که راهنمائی برای مسیر عبور میباشد.

کوزه‌ای از سیلک.

 

این کوزه با نقش و نگار های بی نظیر از میان خرابه های سیلک در میان حفاری ها کشف و توسط استاد اعتماد که هز شاگردان گریشمن بود بازسازی شده است.یادآور میگردد که استاد اعتماد به سه زبان زنده دنیا آشنائی داشته و دوازده سال در کنار آقای گریشمن در زیگوارتهای هفت تپه . چغازنبیل و بخصوص سیلک فعالیت داشته و اکنون نیز راه باستانشناسان گذشته را جهت خفظ ارزشهای ایران باستان ادامه میدهد. نامبرده اکثر روزهای کاری هفته در موزه سیلک حضور دارند.

سيلك اسطوره هميشه جاويد


در خزان سال 1311 خورشیدی بود كه ریزش باران و جاری شدن سیل در منطقه كاشان ؛ موجب شد تا غبار زمان از تمدنی بزرگ و چندین هزار ساله برداشته شود.
در صبح روزی كه كشاورزان منطقه در راه كسب روزی حلال قدم به روی خاكی گذاشتند كه تا پیش از آن برایشان به جز زمین كشاورزی ارزش دیگری نداشت ، با ابزار آلات و سفالینه هایی روبرو شدند كه متفاوت از وسایل روزگار زندگی شان بود و این امر موجب برانگیختگی حیرت و حس كنجكاوی شان شد.
كشاورزان ساده دل كه قسمت خود را از روز جدید آثاری با قدمت بسیار می دانستند با دیدن قبور شسته شده از باران روز قبل همچون كاوشگری كه برعكس قبل كه از روی خاك طلب روزی می كرد این بار در دل خاك بود كه بخت خود و خانواده اش را می جستند.
با فروش آثار بدست آمده (با بهایی اندك) به دلالان عتیقه پای این غارتگران و حریصان همیشه بیدار تاریخ و فرهنگ این مرز و بوم به سیلك باز شد. تمدنی گمشده كه هزاران سال از عوامل مخرب طبیعی در امان مانده بود با آوردن حرص و آز و عدم شناخت بر بالین آن تبدیل به مزرعه عتیقه فروشان شد. با انتقال آثار به دیار فرنگ چشم تیزبین بیگانگان از دیدن این همه قدمت و زیبایی در حیرت ماند و بدین جهت از طرف موزه لوور فرانسه ، رومن گیرشمن به منظور شناخت و شاید نجات تمدنی كه تمام جهانیان در آن سهم داشتند روانه ایران شد .
از آنجا كه رئیس وقت موزه ایران آقای آندره گدار فرانسوی بود كارهای مربوط به هماهنگی خیلی سریع فراهم آمد تا كاوش علمی در سیلك شروع شود. هیئت باستان شناسی مزبور سه فصل كاوش در سالهای 1933 ، 1934 و 1937 میلادی بر روی هر دو تپه سیلك و دو گورستان حوالی آن انجام داد و بلافاصله در سال 1938 م (1317ش) گزارش آنرا در دو مجلد تحت عنوان ’ سیلك كاشان’ به زبان فرانسه و در پاریس نمود كه خوشبختانه اخیراً هر دو جلد كتاب توسط آقای اصغر كریمی ترجمه و بوسیله انتشارات میراث فرهنگی چاپ و در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.

برشهائیکه بر روی تپه سیلک ایجاد شده و همچنین چاهی که در عمق گودبرداری خفر گردیده توسط گیریشمن ایجاد شده و به نظر وی طبقات و بنا های این تپه در گذشته های دوراینگونه بوده است.
گیرشمن بر روی تپه شمالی سیلك موفق به كشف آثار اولین انسان هایی شد كه برای بار نخست به خود جرات داده بودند تا از خانه های از پیش ساخته شده توسط طبیعت یعنی غارها بیرون آمده و روانه دشت ها شوند. این انسان ها اولین كسانی بودند كه برای خود خانه ساخته و كشاورزی را شروع كرده بودند.
انسانی كه پای به دشت گذاشت قبلاً از شكار حیوانات تغذیه می كرد و گاه خود شكار حیوانات درنده می شد.

این سبک کوزه های گلی فقط مختص انسانهای تپه سیلک ساخته و نقش و نگار زده میشدو از اینجا به سایر سرزمینهای ایران باستان انتقال یافت.
در هزاره های پیش از میلاد و زمانی كه بخاطر بارندگی های زیاد به نام ’عصر باران’ معروف بود قسمت مركزی ایران كه شهر فعلی كاشان نیز جزئی از آن بود همه در زیر آب بود و دریاچه ای آنرا فرا گرفته بود  كه هم اكنون باقیمانده این دریاچه ، حوض سلطان بین قم و تهران و دریاچه نمك در كویر آران و بیدگل بوده و از زیبایی خاصی برخوردار است.
در حدود 9 هزار سال پیش بر اثر تغییر تدریجی آب و هوا از باران ها كاسته شد و بیشتر منطقه را هوای صاف و آفتابی فرا گرفت. این تغییرات باعث فرو رفتن آب دریاچه گردید ، سپس از بجای ماندن گل و لای موجود ؛ زمین حاصلخیزی بوجود آمد كه از درختان سرسبز و بوته زارها پر شد. این شرایط مساعد باعث جذب حیوانات گوناگون به این منطقه شد و انسان ها نیز بدنبال شكار حیوانات روانه دشت شدند. وجود حیوانات وحشی در دشت و همچنین جهت در امان ماندن از گزند عوامل طبیعی چون باد و باران باعث شد تا انسان ها بفكر ساختن خانه در دشت بیفتند كه آثاری از دیوار این خانه ها (كه بصورت چینه بود) توسط گیرشمن در تپه شمالی سیلك پیدا شده است .

آخرین وضعیت بلند ترین نقطه تپه سیلک که حاوی باقیمانده دیوار یکی از طبقات فوقانی به صورت خشتهای خام کاهگلی با سایه بان محافظت میگرددرا نشان میدهد.ایرانیان گردشگر و علاقمند به آثار باارزش ملی و باستانی با افتخار در کنار این مکان عکس یادبود میگیرند.

با افزایش جمعیت و پیشرفت در تمام عرصه ها كم كم سیلك از روستا به یك شهر تبدیل شد.

انسان ها با ساختن ظروف ساده و ابتدایی كم كم توانستند به مهارت خاصی در این زمینه دست پیدا كنند به طوری كه سفالینه هایی با طرح ها و رنگ های منحصر بفرد باعث شهرت این شهر شد بطوری كه در بین آبادی ها و تمدن های اطراف به نام شهر سفالگران یا شهر سیلك مشهور شد. (سیلك = سیاله = سفال پیدا شدن دوك های بافندگی در سیلك نشان از آشنایی مردمان این دیار با صنعت ریسندگی و بافندگی در هزاره های پیش از میلاد دارد. با شناخت فلزات و ذوب آن ساكنان سیلك توانستند ابزار و لوازم زندگی را كه قبلاً از سنگ و چوب بدست می آوردند این بار با فلزات بسازند . كشف كوره های ذوب فلز در قسمتی از تپه جنوبی سیلك را در زمره صنعتی ترین شهرهای زمان خود قرار داد.

 

این کوزه در پانصد متری این مکان در مجاورت تپه در یک دهه قبل همگام خاکبرداری جهت کشاورزی ساکنین مجاور این تپه تنیده در ریشه های درخت کاجی که هنوز پابرجا است به بیل کشاورزی اصابت کرد و سریعاً به استاد اعتماد و میراث فرهنگی اطلاع و به صورت صد تکه از زمین خارج و توسط استاد اعتماد به هم وصل و بازسازی شد. کوزه متعلق به دوران اشکانیان میباشد.

محوطه باستانی سیَلْک که در منطقه فین کاشان واقع شده‌است و قدمتی در حدود هفت هزار سال دارد.

سیلک یکی از مکان‌های تاریخی پس از تمدن جیرفت کرمان در فلات ایران است که مدارک نوشته از دوران پیش از هخامنشی در آن پیدا شده ولی خطی که هم‌زمان با آغاز تاریخ در ایلام به وجود آمده‌بود، تحت نام پرتو ایلامی شناخته شده پس از رها شدن این پایگاه بازرگانی از میان رفت. در هنر سیلک جنبه تزیینی آن شدید است و هنری است که آریایی‌ها با خود آورده‌اند.

تمدن اقوام تپه‌های سیلک در ۲۵۰۰ سال پیش مغلوب تمدن آریایی شد که آثار آنها در لایه‌های گوناگون حفاری از قبیل ظروف لوله‌دار بلند با نقش اسب و خورشید و جنگ‌افزار آهنی و شمشیر و نیزه‌های بلند کشف شده‌است.

محوطه باستانی سیَلْک در ضلع جنوب غربی کاشان و در سمت راست جاده کاشان به فین قرار دارد و از دو تپهٔ شمالی و جنوبی که در فاصله ۶۰۰ متری یک‌دیگر قرار دارند و دو گورستان تشکیل شده‌است.

یکی از گورستان‌ها که گورستان الف نامیده می‌شود ۳۵۰۰ ساله‌است و در ۲۰۰ متری جنوب تپهٔ جنوبی واقع شده‌است که امروزه بر روی آن بلواری ۲۴ متری به نام بلوار امیرالمومنین کشیده شده‌است. گورستان دیگر که گورستان ب نامیده می‌شود ۳۰۰۰سال قدمت دارد و در زیر باغ‌ها و زمین‌های کشاورزی ضلع غربی تپه‌ها قرار دارد.

 

دورنمای باغهای منطقه اطراف تپه سیلک نشاندهنده موقعیت سوق الجیشی این محل و سرسبزی بجامانده از دوران پرآبی و دریاچه آب شیرین که اکنون به شوری گرائیده میباشد.

تپه سیلک در حقیقت زیگورات یا محل عبادت اقوام باستانی بوده‌است که از گل رس و سفال ساخته شده‌است. این بنای تاریخی تا سال ۱۳۱۰ خورشیدی شناسایی نشده بود و در میان مردم کاشان به شهر نفرین شده معروف بود تا اینکه با کاوش‌های باستان‌شناسان خارجی کشف شد.

در خرابه‌های تپه باستانی سیلک چند اسکلت انسان و ظروف قدیمی پیدا شده‌است که این اشیاء در موزه‌های لوور فرانسه، موزهٔ ملی ایران و موزهٔ باغ فین و موزه ایی در جنب این بنای باستانی قرار داده شده‌است. از نکات قابل توجه این منطقه باستانی وجود خرده سفال‌های چند هزار ساله روی زمین و پیرامون این تپه‌ها است.

اقدامات بعد از کشف

تپه تاریخی سیلک در ۲۴ شهریور ۱۳۱۰ با شماره ۳۸ در فهرست آثار تاریخی و ملی ایران به ثبت رسید. سیلک دارای ۲ تپه شمالی و جنوبی است. قدمت قدیمی‌ترین آثار به دست آمده از تپه شمالی به حدود ۷۵۰۰ سال قبل می‌رسد و آخرین آثار یافت‌شده از تپه جنوبی مربوط به ۵۰۰۰ سال پیش است.

قبور بومیان و مهاجران آریایی

برخورد دو قوم ایرانی و بومی را می‌توان در آثار باستانی بازمانده در تپهٔ سیلک کاشان به خوبی دید. در آنجا دو گروه متفاوت با دو نوع آداب و رسوم و فرهنگ متمایز دیده می‌شود. در سیلک نزدیک روستای پیش از تاریخ بومیان آثار یک دژ مستحکم که دارای کاخ و محلهٔ مسکونی و شهر مردگان است، دیده می‌شود. درگذشتگان قوم تازه وارد مانند بومیان در زیر اتاق‌های مسکونی بخاک سپرده نشده‌اند. آنان را در شهر مردگاه به خاک می‌سپردند و لوازم زندگی آنها را مانند ظرف، سفالینه، کلاه خود، اشیاء زینتی و لوازم مربوط به اسب را همراه آنان در گور می‌گذاشتند. بر روی سفالینه‌ها نقش اسب دیده می‌شود و این نشان آنست که اسب در زندگی آنها اهمیت بسیاری داشته است.

اندیشهٔ زایش و مرگ یکی از نخستین اندیشه‌های فلسفی ایرانیان بود. آنان مرگ را تولد دیگر می‌دانستند و از اینرو درگذشتگان را به شکلی که کودک در شکم مادر دارد با پاها و دست‌های جمع شده بر روی سینه بخاک سپردند تا بهمان گونه که به این دنیا آمده‌اند به دنیای دیگر وارد شوند. بر روی گور که آن را همچون خانهٔ آخرت می‌پنداشتند سنگ‌ها و الواح گلی بصورت خرپشته و شیروانی مانند گذاشته شده‌است و این ادامهٔ سنت خانه‌سازی آنها در مناطق باران‌خیزی است که از آنجا کوچ کرده‌بودند. این روش بام‌سازی در نخستین گورهای دوران هخامنشی مانند آرامگاه کورش نیز دیده می‌شود و نمودار آن است که این قوم ایرانی پیش از آمدن به فلات ایران چندین سده در نواحی باران خیز ساحل غربی و جنوبی دریای خزر زیسته‌اند و از آن راه به فلات ایران رسیده‌اند.


با پدر باستانشناسی ایران آقای رومن گیریشمن آشنا شوید

رومن گیرشمن

 رومن گيرشمن، باستان‌شناس فرانسوي - اوكرايني‌ كه در سال 1895 متولد شد و در سال 1979 در حين شركت در كنگره فدراسيون بين‌المللي مطالعات كلاسيك درگذشت، يكي از پيشگامان باستان‌شناسي در ايران بود. او نزديك به سي سال از عمر خود را به كاوش و مطالعه در محوطه‌هاي باستاني مختلف ايران گذراند و كتاب‌هاي جامع و مشهوري را هم در خصوص تمدن پيش‌ازاسلام ایران به چاپ رساند. آثار به چاپ‌رسيده از گيرشمن به دليل تعميم‌ها و تئوري‌هاي فردي او به طور كلي نمي‌تواند به عنوان منابع عمومي قابل‌اعتمادي به كار رود، اما به دليل تصاوير باشكوه و زياد آن‌ها قابل توجه است.

 گيرشمن عضو خانواده‌اي مرفه در اوكراين بود و در سال 1914 به خدمت ارتش روسيه درآمد. در سال 1917 به ضدانقلابيون پيوست و پس از پيروزي كمونيست‌ها به استانبول پناهنده شد. او در تركيه براي كسب درآمد شروع به كار به عنوان ويولونيست كرد و سپس به يك مزرعه‌ اشتراكي در فلسطين پيوست و همين شهر بود كه علاقه او را به تاريخ برانگيخت. به دنبال اين علاقه او دوره آموزشي فشرده‌اي را در پاريس آغاز كرد و اين دوره به او امكان داد تا با اشخاص برجسته‌اي در حوزه كتيبه‌شناسي و باستان‌شناسي خاور نزديك همراه شود.

 در همين دوران او با همسر خود تانيا آشنا شد. تانيا با ترك حرفه خود به عنوان جراح دندانپزشك گيرشمن را در تمامي ماموريت‌هايش حتي در شرايط سخت همراهي و حمايت كرد. تانيا تصاوير آثار گيرشمن را ‌مي‌كشيد و به او در مرمت آثار كشف شده كمك مي‌كرد. او در زندگينامه خود تصويري قابل لمس از زندگي در اين ماموريت‌ها ارائه مي‌دهد.

گيرشمن در سال 1931 به عنوان رئيس هيات باستان‌شناسي ايران كه توسط موزه لوور تشكيل شده بود انتخاب شد. اين انتخاب سرآغاز زندگي حرفه‌اي طولاني و پرآوازه گيرشمن بود و راه او را به محوطه‌هاي باستاني مهم ايران باز كرد. او تا سال 1972 در ايران فعاليت كرد و كار خود را با كاوش در مسجد سليمان به پايان رساند.

وی در ۱۹۴۹ سفری به کوه های سخت‌گذر بختیاری کرد و برای اولین بار در ایران موفق به کشف یک غار که مسکن انسانهای عصر نو سنگی بود گردید.

 

 در ادامه به مهم ترین پروژه های او در ایران خواهیم پرداخت.

پروژه تپه گیان و سیلک:

 نخستين پروژه گيرشمن در محوطه‌هاي تپه گيان در نزديكي نهاوند و خصوصا در محوطه سيلك بود. گيرشمن در اين محوطه بر اساس مطالعات لايه ‌نگاري شيوه‌اي خاص براي كاوش علمي تهيه كرد. او همچنين به مطالعه و شناسايي بقاياي معماري آجرهاي نپخته را كه پيش از آن از سوي بعضي باستان‌شناسان ناديده گرفته شده بود پرداخت. به اين ترتيب، او يكي از مهم‌ترين فرهنگ‌هاي باستان فلات ايران را كه قدمت آن به هزاره چهارم پيش از ميلاد مي‌رسد و به دليل كيفيت بالاي هنري آن قابل توجه است از خطر فراموشي نجات داد. او به علاوه نشان داد كه بعد از اين فرهنگ، فرهنگ ديگري آمد كه نشانه‌هاي آن با نشانه‌هايي كه در همان زمان در شوش كشف شده بود ارتباط نزديك داشت. گيرشمن نخستين كسي بود كه ايده توجه به سيلك را به عنوان پايگاه ايلامي‌ها مطرح كرد.

دکتر صادق ملک شهمیرزادی می گوید: رومن گیرشمن یکی از برجسته ترین باستان شناسانی بود که نزدیک به نیم قرن در ایران به کاوش و پژوهش پرداخت. شاید نتیجه کاوش های او در "سیلک" بود که این محوطه باستانی را سرآمد کرد، به گونه ای که نام سیلک به بیشتر کتاب های باستان شناسی دنیا راه یافت. 

کاوشهای باستانشناسی در شهرهای ساسانی:

 در سال 1935 با تشويق جورج سالس( مدير بخش هنرهاي آسيايي در موزه گيمه پاريس ) گيرشمن براي مدتي مطالعه دوره‌هاي آغازين را كنار گذاشت تا بتواند به كاوش در شهر باستاني بيشاپور فارس كه توسط شاپور اول (۲۶۲ ـ 241 پس‌ از ميلاد) ساخته شده بود و از شهرهاي مهم ساساني به شمار مي‌رفت بپردازد. گيرشمن پنج فصل باستان‌شناسي، در سال‌هاي 1935 و 1936 و سپس در فاصله سال‌هاي 1938 تا 1941 يعني در آغاز شكل‌گيري و توسعه كاوش‌هاي باستان‌شناسي در شهرهاي ساساني در اين محوطه كار كرد.

 نتايج به دست آمده از اين كاوش‌ها بسيار قابل‌توجه بود و موجب كشف يك مجموعه قصر شد كه سالن انتظار آن با كف مزين به موزاييك‌هاي شبيه به آن‌چيزي است كه امروزه در شهر باستاني آنتيوك در شمال آنتالياي تركيه ديده مي‌شود. گيرشمن صحنه‌هاي جشن‌هايي را كه اين موزاييك‌ها به تصوير مي‌كشيدند مربوط به مراسم نوروزي ‌دانست كه اعضاي خاندان سلطنتي و مقامات عالي‌رتبه دربار در آن شركت داشتند. نتايج اين كاوش‌ها و كشف بقاياي معماري هرگز چاپ نشد زيرا ساختمان محل اقامت باستان‌شناسان مورد دستبرد قرار گرفت و همه دستاوردهاي آن‌ها به غارت رفت. با اين حال گيرشمن بعدها تحقيقي را در مورد نقش‌ برجسته‌هاي سنگي بيشاپور به همراه مشكلات تاريخي عمومي‌تر و خصوصا روابط با امپراطوري روم به چاپ رساند.

 در سال 1941 ژوزف هاكين( مسئول هيات باستان‌شناسي فرانسه در افغانستان ) براي پيوستن به نيروهاي شارل‌ دو‌گل از مقامش استعفا داد و گيرشمن به عنوان جانشين او انتخاب شد. او به دليل فعاليت در محوطه نادعلي در سيستان در سال 1936 تجربه‌هايي در سرزمين همسايه افغانستان داشت. او دو سال در افغانستان كار كرد اما به عنوان يك يهودي، مهاجر روس، پارتيزان خواهان رهايي فرانسه و انتقاد‌هاي شديد از كارهاي باستان‌شناسان قبلي خود، بالاخره در سال 1943 از اين منصب اخراج شد. او به دليل آشنايي با زبان روسي توانست از كارهاي باستان‌شناسان روسي در آسياي مركزي استفاده كند و آن‌ها را مورد توجه محققان كشورهاي غربي قرار دهد. گيرشمن سپس براي مدت كوتاهي به موسسه فرانسوي باستان‌شناسي شرقي به قاهره رفت.

کاوشهای باستانشناسی شوش:

پس از جنگ گيرشمن دوباره به عنوان رئيس هيات فرانسوي باستان‌شناسي در ايران انتخاب شد و اين ماموريت دشوار را يافت كه كاوش‌هاي رابرت دو مكنم را در شوش ادامه دهد. نخستين دور كاوش‌ها در اواخر سال 1946 آغاز شد و بيش از بيست سال يعني تا سال 1967 ادامه يافت. با توجه به تكنيك‌هاي مدرن باستان‌شناسي، شوش براي نخستين بار نه براي جمع‌آوري اشياي زيبا براي تزيين ويترين‌هاي موزه لوور بلكه براي بازسازي كامل شهري عظيم كه در اوايل هزاره چهارم پيش‌ از ميلاد شكل گرفته و تا بيش از پنج هزار سال بعد يعني تا اواخر قرن سيزدهم ميلادي به حيات خود ادامه داده بود مورد كاوش قرار گرفت.

 

به لطف فعاليت‌هاي گيرشمن، باستا‌ن‌شناسي شوش بسيار پيشرفت كرد و براي نخستين بار در طول تاريخ كاوش‌ها باستان‌شناسان توانستند مجموعه‌هاي كامل معماري را كشف كنند. تا آن زمان، دومكنم كه تنها در اواخر دوران فعاليت خود توانسته بود بقاياي آجرهاي نپخته را كشف كند، به كاوش در قبرهايي كه در سطح اين سكونت‌گاه كنده شده بود پرداخته بود. تنها استثنا كاخ داريوش در آپادانا بود كه اسرار آن تا حدي كشف شده بود. گیرشمن به مدت بيست سال در سي و شش محوطه كه دوره‌هاي مختلف زندگي در اين مكان را نشان مي‌داد كار كرد. مهم‌ترين محوطه كاوش كه محوطه A نام داشت در بخش شمالي تپه شهر سلطنتي در نقطه‌اي كه توسط باستان‌شناسان پيش از گيرشمن دست نخورده بود قرار داشت. گيرشمن بيست سال در اين محوطه كار كرد تا اين‌كه به خاك بكر دست يافت. او ابتدا به كاوش در سطوح مربوط به دوران اسلامي پرداخت كه تا آن زمان در شوش ناشناخته بود و همچنين موفق به كشف محوطه‌اي شامل خانه‌ها و مغازه‌هاي باستاني شد. سپس توانست به سراغ دوراني برود كه بيش از همه مورد علاقه‌اش بود يعني دوران ساساني، اشكاني، و هلني. محوطه A فوق‌العاده بود. گيرشمن در اين محوطه موفق به كشف يك اقامت‌گاه عظيم سلطنتي با نقاشي‌هاي ديواري شد كه در اواخر دوران اشكاني ساخته شده بود و در آغاز دوران ساساني سكونت در آن آغاز شده بود. اين اقامت‌گاه در منطقه‌اي كه در آن ساخت و ساز شده بود قرار داشت و قدمت قديمي‌ترين خانه‌هاي آن به قرن سوم پيش از ميلاد مي رسيد. يكي از اين خانه‌ها كه نقشه‌اي يوناني داشت، داراي حياطي با ستون‌هايي دور تا دور، بامي سفالي با شيب دو سويه و مزين به نقاشي‌هاي ديواري بود. دوران هخامنشي هم در اين محوطه نشانه‌هايي داشت، اما گيرشمن نتوانست بقايايي را كه خود كشف كرده بود شناسايي كند. فعاليت‌هاي باستان‌شناسان بعد از گيرشمن بود كه منجر به شناسايي سالني سلطنتي متعلق به داريوش و بقاياي جاده‌اي شد كه به دروازه داريوش كه به كاخ آپادانا راه داشت منتهي مي‌شد.

موزه شوش نقش برجسته شبیه سازی شده اسب بالدار از روی اصل انتقال یافته به موزه لوور پاریس که از سنگهای رنگی لعابدار و بی نظیر ساخته شده را نشان میدهد

نشانه‌هاي دوره‌هاي پيش از دوران هخامنشي، يعني ايلام جدید و ايلام میانه در محوطه A شوش نادر بود، اما بررسي باستاني‌ترين سطوح كاوش اطلاعات ناشناخته‌اي را در مورد دوره تاريخي1500ـ 1970 پيش‌ازميلاد ارائه داد. گيرشمن محوطه ساخته‌شده ديگري را كه شامل سكونت‌گاه‌هاي بزرگ بود كشف كرد. يكي از اين خانه‌ها دركنار ديوار شهر و در ميان خانه‌هايي با ابعاد كوچك‌تر ساخته شده بود و ساكنانش در زير سقف آن به خاك سپرده شده بودند. اين منطقه بر اساس شبكه‌اي از خيابان‌ها كه قرن‌هاي متمادي سالم مانده بود شكل گرفته بود. از آن‌جا كه نشانه‌اي از آغاز اين دوره تاريخي در اين محوطه كشف نشده بود، گيرشمن تصميم گرفت به بخش جنوبي شهر سلطنتي برود و بر روي گمانه‌زني‌هاي قديمي دو مكنم شروع به كاركرد. اين محوطه محوطه B نام گرفت. او در اين محوطه روي سطوح مربوط به دوران پيش از آن كه هم زمان با حكومت پادشاهان سومري اور بر شوش بود كار كرد.

موزه شوش نمونه هائی از پایه ستونهای کاخ آپادانای داریوش در شهر تاریخی شوش و در انتهای سالن مجسمه سنگی هرکول مظهر قدرت و شجاعت ایران باستان قراردارد.

شهر سلطنتي شوش تنها محوطه‌اي نبود كه توجه گيرشمن را به خود جلب كرد. او كاوش‌هايي را هم در كاخ داريوش در تپه آپادانا انجام داد و فعاليت‌هاي خود را بر كشف راه ورودي كاخ متمركز ساخت. منطقه ديگري كه مورد توجه گيرشمن قرار گرفت بخش شرقي «شهر پيشه‌وران» بود. او در اين محوطه سكونتگاهي را شناسايي كرد كه خود نام دهكده پارسي ـ هخامنشي بر آن گذاشت و عملكرد آن هنوز نامعلوم است. اين سكونت‌گاه در قرن هفتم پيش‌ازميلاد يعني دوراني كه شوش هنوز خيلي شناخته‌شده نبود ساخته شده و بعد از يك دوره وقفه در دوران هخامنشي و هلني دوباره مورد سكونت قرار گرفته بود. گيرشمن در اين محوطه قبرهاي متعدد هلني و اشكاني همچنين مسجدي بزرگ از قرن هشتم بعد از ميلاد كشف كرد و بالاخره در آخرين سال فعاليت‌ هيات فرانسوي، گيرشمن موفق به كاوش در باستاني‌ترين لايه‌هاي تاريخ شوش شد.

مهم‌ترين كاوش اين منطقه توسط مري ژوزف استيو و هرمن گاش بود كه به كشف تعدادي ساختمان شكيل در زميني مرتفع منجر شد كه قدمت آن‌ها به اوايل دوران سكونت شوش يعني هزاره چهارم پيش‌ازميلاد و حتي به آغاز هزاره پنجم برمي‌گشت.

به اين ترتيب، كاوش‌هاي گيرشمن در شوش بسيار ثمربخش بود، اما به دليل عدم چاپ نتايج اين تحقيقات، منابع اندكي امروز در اين زمينه وجود دارد. به طوركلي با وجود گزارش‌هاي اوليه متعددي كه به سرعت به چاپ رسيد، دانش مربوط به تاريخ شوش كه در مقايسه با كاوش‌هاي اوليه پيشرفت قابل توجهي در اين حوزه به وجود آورد آن طور كه شايسته بود انتشار نيافت.

موزه شوش نقش برجسته شبیه سازی شده سرباز هخامنشی از روی اصل انتقال یافته به موزه لوور پاریس که از سنگهای رنگی لعابدار و بی نظیر ساخته شده را نشان میدهد

 گيرشمن در دوران هدايت هيات فرانسوي در ايران فعاليت‌هايش را تنها به شوش محدود نكرد. او كاوش‌هايي را هم در مناطق مختلف جنوب شرقي ايران انجام داد كه از آن جمله است: مسجد سليمان در سال 1948 كه بعدها هم در سال 1968 دوباره به آن برگشت؛ تنگه پابدا در سال 1949؛ ايوان كركوا در فاصله سال‌هاي 1948 تا 1950؛ جزيره خارك در سال‌هاي 1959 و 1960 كه در طي اين كاوش‌ها موفق به كشف يك صومعه مسيحي مربوط به قرن هفتم میلادی شد. اما مهم‌ترين دستاوردهاي او بعد از شوش به چغازنبيل مربوط مي‌شود.

پروژه چغازنبیل:

 همانطور که مشاهده میشود به عبادگاه چغازنبیل بیشتر رسیدگی شده ضمن اینکه این مکان طول عمر بسیار کمتری نسبت به آثار باقیمانذه سیلک دارد .در واقع عمر این بنا نصف عمر بنای سیلک بوده و بایستی توجه داشت که بخش اعظم این بنا خشت پخته بوده وبرای خشتهای کف سازی نیز از کاهگل استفاده نشده است.مکان هندسی شکل برجسته در محوطه این مکان به قولی ساعت خورشیدی و یا مکان گذاشتن هدایا و یا قربانیان خدایان این معبد میباشد.

گيرشمن در فاصله سال‌هاي 1951 تا 1962 نه فصل كاوش در اين محوطه انجام داد و اين محوطه در واقع دومين محوطه مهم دوران حرفه‌اي باستان‌شناسي او به شمار مي‌رود. چغازنبيل در قرن سيزدهم پيش‌ازميلاد توسط يكي از شاهان ايلامي بنيان گذاشته شد و شامل محوطه‌اي مقدس، يك زيگورات، و تعدادي معبد، و همچنين منطقه‌اي اداري با قصرهاي متعدد بود. گيرشمن توانست اكثر اين ساختمان‌ها را از زير خاك بيرون آورد و بخش عمده وقت خود را صرف كاوش در زيگورات محوطه كرد تا دريابد كه چطور ساخته شده است و ايده‌اي راجع به مراسم مذهبي اجرا شده در آن‌ها به دست آورد. اين نخستين باري بود كه باستان‌شناسي به اين شكل به بررسي يك ساختمان با تمام جزئيات آن مي‌پرداخت. بر خلاف تصور رايج كه معتقد بودند معماران سطوح افقي زيگورات را يك به يك روي هم ساخته بودند، گيرشمن توانست ثابت كند كه معماران اين بنا طبقات مختلف را به هم چسبانده بودند و بعد آن‌ها را به يكباره از روي زمين بالا برده بودند.

از نکات ظریف این بنای عظیم نوشته های بسیار گسترده متعلق به خطوط ایلامیان بوده که ضمن معرفی ارزش و اهمنیت این بنا هشدارهائی را به ممنوعیت تخریب یا سرقت از آثار و جواهرات و مجسمه های زرین این عبادتگاه به مردم میدهد را شامل میگردد.

مطالعات گیرشمن در حفاری های چغازنبیل در 4 جلد کتاب به چاپ رسیده است. همچنین وی با 300 یادداشت و 20 کتاب منتشر شده، پربارترین و مورد توجه ترین کارشناس درباره ایران باستان بوده است. فعالیتهای حفاری هیئت باستان شناسی فرانسه به سرپرستی رومن گیرشمن در شوش و بررسی آنان در آثار باستانی این دشت عظیم و غنی که به چاپ رسیده، کمک قابل توجهی به شناسایی فرهنگ و تمدن گذشته این سرزمین در جهان کرده است. دوام و استقامت این هیئت فرانسوی در مقابله با مشکلات و سختی ها و ادامه کار حتی در دوران جنگ جهانی اول و دوم فراموش شدنی نیست. این هیئت در شرایط مشکل آن زمان به دلیل محدودیت های مالی، مجبور بودند مخارج حفاری را با فروش وسایل کار خود از قبیل واگن و ریل های خاک برداری تامین کنند.

هم اکنون قسمت مرکزی و طبقه فوقانی این معبد دست نخورده باقیمانده است فقط گیریشمن با زدن چهار نقب از چهار طرف و حفر توبل به مرکز این بنای عظیم خشتی کلیه آثار بجا مانمده را از این معبد خارج نموده است.

گيرشمن در سال 1967 از ماموريت هدايت كاوش‌هاي شوش بازنشسته شد، اما همچنان به فعاليت در ايران ادامه داد. او در سال 1968 به مسجد سليمان بازگشت و تا سال 1972 در اين محوطه كار كرد. او در مورد مقدس بودن محوطه‌ها حق داشت، اما بررسي‌هاي بعدي جان اف هانسمن نشان داد كه اين محوطه‌ها چنان كه گيرشمن باور داشت متعلق به زرتشتيان نبود و قدمت آن‌ها به دوره‌هاي هلني و اشكاني برمي‌گشت.

کاوش های عمده و مهمی که گیرشمن سرپرستی کرد به صورت خلاصه عبارتند از:

 محوطه های پیش از تاریخ تپه گیان و تپه سیلک، مجموعه ساسانی بیشاپور (1941-1935)، کاوش در بگرام افغانستان و کاوش های شوش که بسیار ثمربخش بود. جدا از کشفیات وی در رابطه با دوره های ایلامی یکی از بزرگترین افتخاراتش حفاری گسترده در زیگورات ایلامی چغازنبیل است. همچنین شناسایی شهر ساسانی ایوان کرخه، کاوش های جزیره خارک، حفاری هایی در سکوهای اشکانی مسجد سلیمان و برد نشانده ایذه از دیگر کارهای اوست. گیرشمن به عنوان جانشین رابرت دومکنم در حفاری های شوش از سال 1946 میلادی تا سال 1967 فعالیت خود را ادامه داد. با توجه به تکنیک های مدرن باستان شناسی، شوش برای نخستین بار نه تنها برای جمع آوری اشیای زیبا برای تزیین ویترین های موزه لوور، بلکه برای بازسازی کامل شهری عظیم که در اوایل هزاره چهارم پیش از میلاد شکل گرفته و تا بیش از پنج هزار سال بعد یعنی تا اواخر قرن سیزدهم میلادی به حیات خود ادامه داده بود مورد کاوش قرار گرفت.

آثار گیرشمن:

مهم ترین آثار وی عبارتند از:

1. کاوش های تپه گیان درنزدیک نهاوند با همکاری دکتر کنتو از سلسله انتشارات باستانشناسی جلد سوم پاریس (1935)

2. کاوش های سیلک جلد 1 و 2 از سلسله انتشارات لوور- سلسله انتشارات باستان شناسی جلد4 و 5 پاریس

3. تتبعات باستانشناسی و تاریخی درباره ی کوشان ها انستیتوی فرانسوی باستانشناسی شرقی قاهره ( 1946)

4. هون های هفتالی خاطرات هیئت باستانشناسی فرانسوی درافغانستان قاهره ( 1948)

5. ایران از آغاز تا اسلام چاپ پاریس (1951)

برخی از تحقیقات گیرشمن درباره شوش هنوز منتشر نشده است که خوشبختانه هانری گش معمار باستان شناس و همکار گیرشمن که از سال 1962 میلادی او را همراهی کرده است یکی از کسانی است که انتشار نتایج مطالعات او را به عهده دارد.

در پایان:

فعاليت‌هاي باستان‌شناسي گيرشمن از غنا و تنوع خاصي برخوردار بود، اما او گاه به خود غره مي‌شد. شيوه‌هاي كاوش او اگرچه در آغاز علمي بود اما به تدريج همراه با خود گيرشمن پا به سن گذاشت و مي‌توان گفت كه تغيير مديريت هيات كاوش شوش براي مطالعات تاريخ اين منطقه موثر واقع شد و آن‌ها را به روز كرد.

فعاليت‌هاي ميداني گيرشمن كه ساليان سال او را در ايران نگه داشت موجب شد كه او نتواند تاثير قابل ملاحظه‌اي بر محافل آكادمي فرانسه داشته باشد، با اين حال او از شهرت جهاني برخوردار بود و با محافل مهم ايراني هم ارتباط نزديك داشت. اين ارتباط‌ها در كاوش‌هاي او در ايران بسيار موثر واقع شد اما از سوي ديگر موجب ارتباط نامقبول او با بازار هنري و مجموعه‌داران خصوصي شد كه به منافع تجاري و شخصي بيشتر از مسايل علمي توجه نشان مي‌دادند. در نتيجه همين روابط بود كه آن‌چه در سال‌هاي آخر زندگي گيرشمن جلب توجه مي‌كند، جدال بر سر منبع آثاري است كه به گفته گيرشمن گنجينه‌اي از يكي از محوطه‌هاي باستاني زيويه بود، محوطه‌اي كه بعدها معلوم شد وجود خارجي ندارد. گيرشمن بسياري از اين آثار را در سال 62 ـ 1961 در نمايشگاهي مشهور به نام هفت هزار سال هنر ايراني در پله پتي (قصر كوچك) پاريس به نمايش درآورد.