حجر الاسود

 (در عربی: حجر أسود به معنی سنگ سیاه) سنگی است سیاه‌رنگ که بر دیوار پایه کعبه یکی از اماکن مقدس اسلامی در مکه عربستان نصب شده است. حَجَرالاَسود سنگ شکسته‌ای است به قطر حدود ۵۰ سانتیمتر که امروزه تکه‌های آن با یک بَست نقره‌ای به هم نگه داشته شده است.



حاجیان هنگام طواف کعبه آن سنگ را لمس کرده و می‌بوسند. در نظر ایشان این کار شگون خوب دارد.

حجرالاسود سنگ سیاهی کنار کعبه است. سنگی به قطر حدود پنجاه سانتیمتر، به شکل بیضی و در قابی از نقره. این سنگ تاریخ عجیبی دارد. حجرالاسود از بهشت همراه آدم (ع) به زمین آمد و در طوفان نوح (ع) زیر خاک رفت و ابراهیم (ع) آن را درآورد و در کعبه جاسازی کرد. پیش از بعثت پیامبر، این سنگ از کعبه دور شده بود که پیامبر آن را در جای خودش نهاد. بارها دشمنانِ اسلام تلاش کردند سنگ را نابود کنند، ولی موفق نشدند.

اکنون حاجیها وقتی طواف میکنند و به این سنگ میرسند، آن را میبوسند و روی آن دست میکشند و با سنگ پیمان میبندند.

از پیامبر روایت شده است: «حجرالاسود، دست خداوند در زمین است. کسی که روی آن دست بکشد، با خدا پیمان میبندد.»

روايت است وقتی خداوند فرزندان آدم را حاضر کرد، از آنها پیمان گرفت و بعد حجرالاسود  را که فرشته ای بود فراخواند و امر کرد پیمان فرزندان آدم را در دل خود نگه دارد و دست کشیدن به حجرالاسود در واقع پیمان بستن با خداست. در روز قیامت حجرالاسود شهادت میدهد که چه کسانی نزد او با خدا بیعت کردهاند. پیامبر هر وقت به حج میرفت، حجرالاسود را با دست لمس میکرد و باری دیگر پیمان میبست.


در باور مسلمانان این سنگ از بهشت آمده است (روایتی از امام باقر) و ابراهیم و پسرش اسماعیل آن را یافتند و در ساختن کعبه از آن استفاده کردند. داستانی از سوی مسلمانان درباره این سنگ گفته می‌شود بدین صورت که: "هنگام جنگ حجاج بن یوسف با عبدالله بن زبیر، کعبه توسط حجاج ویران شد و آنگاه که خواستند آن را بازسازی کنند در نصب حجرالاسود دچار مشکل شدند زیرا هر یک از بزرگان یا قاضیان که برای نصب آن می‌رفتند، کعبه به لرزه می‌افتاد و نصب سنگ سیاه میسر نگشت. در آن حال امام سجاد وارد مسجد شد و حجرالاسود را بی آنکه در کعبه لرزشی به وجود آید، نصب  كرد.

در سال ۳۱۷ هجری قرمطیان به مکه هجوم بردند و حجر الاسود را نیز به سرزمین خود، احساء بحرین بردند و آن سنگ مدت بیست و دو سال در آن جا بود تا اینکه در سال 339 در زمان حکومت مطیع لله عباسی با وساطت ابوعلی علوی، سنگ سیاه را که اکنون شکسته بود به کوفه منتقل کرده و آنگاه به جایگاه خود نصب نمودند.



قبه الصخره

قبه : در زبان عربي به بنايي كه سقف آن گرد و بر آمده باشد مي گويند (گنبد )

صخره :  در اينجا مقصود از صخره ، سنگي است كه براي اديان مسيحيت، يهوديت و اسلام مورد احترام است و يهوديان (عليرغم اعتقاد قرآن و مسلمين معتقدند) اين صخره همان كوه موريا ست كه بنا بر گفته ي تورات ، خداوند ابراهيم را امر بر قرباني كردن اسمائيل بر اين صخره نموده است ! 

معروف است كه در شب معراج حضرت‏ محمد(ص) از روي اين صخره به معراج رفتند. طول صخره از شمال به جنوب 5/17 متر و عرض آن از مشرق به مغرب سيزده متر و ارتفاع آن يك تا دو متر است.

گنبد طلايي درست بر روي صخره قرار گرفته است.  در صحن صخره، هشت چاه وجود دارد



عبد الملك براي اينكه بتواند هزينه و مخارج اين عمارات را تأمين نمايد، دستور داد خراج و ماليات هفت سال سرزمين مصر را به اين كار اختصاص دهند.  اما در سال 1099 ميلادي صليبي ها آن را به كليسا تبديل نمودند و بر روي صخره، جايگاه قرباني كردن قرار دادند، اما صلاح الدين‏ ايوبي پس از فتح بيت المقدس آثار صليبيون را از بين برد و گنبد را تزيين نمود و ديوارها را با سنگ مرمر پوشانيد . پادشاهان ايوبي و مماليك مصر و خلفاي‏ عثماني به تعمير و مرمت ساختمان مسجد اهميت فراواني‏ دادند، چنانكه زيبايي هاي‏ هنر معماري اسلامي در مسجد به فراواني ديده مي‏شود .

به گزارش پايگاه اطلاع رساني حج ،  قبة الصخره يكي از زيباترين اماكن مقدسه ي روي زمين است و از نظر سبك معماري، نقشه و ساختمان از معدود ساختمان هاي بي نظير جهان محسوب مي گردد، زيرا داراي سه شاخص عمده در ساختمان مي باشد كه در ديگر مساجد و اماكن مقدسه مشاهده نمي گردد :

1- ساختمان كلاَ بر روي سكوئي ذوزنقه اي شكل واقع شده كه ابعاد آن عبارتند از :

ضلع شمالي 150 متر
ضلع جنوبي 125 متر
و اضلاع طرفين هر يك 160 متر

اين سكو  - همان طور كه در تصوير مشاهده مي شود - تقريبا در ميانه ي حرم شريف واقع گرديده ، سه متر و نيم از كف و صحن حرم شريف بلند تر است و با هشت پلكان از چهار طرف به صحن حرم مربوط مي شود  اين پلكان ها را در اصطلاح موازين مي نامند . طول بعضي از اين پلكان ها زياد بوده و با معماري بسيار زيبايي ساخته شده است كه با ستون ها و طاق هايي بر روي آن ها ، منظره دروازه هايي را پيدا مي كند كه با شكوه خاصي در اطراف سكو ديده مي شود . به نحوي كه شخص از پايين احساس مي كند كه از دروازه ي بزرگي بايد وارد مسجد شود . در جستجوي علت احداث اين سكو چنين بنظر مي رسد كه براي حفظ حالت طبيعي صخره مقدس كه قله ي كوه بوده و براي تبديل شيب تند اطراف آن به يك سطح مسطح و صاف بنا گرديده است.

2- ساختمان قبةالصخره باز هم خلاف ساختمان مساجد معمول فقط داراي يك گنبد بزرگ و بدون مناره مي باشد كه قطر آن 77/23 متر و ارتفاعش 21 متر مي باشد . ارتفاع ساختمان از كف تا انتهاي گنبد 33 متر است .
3- شكل قبة الصخره خلاف ساختمان هاي مساجد و اماكن مقدس جهان كه معمولا مستطيل شكل هستند، از يك هشت ضلعي منظم تشكل گرديده كه طول هر يك از اضلاع آن 20/19 متر و قطر آن 86/54 متر است . 
چنانچه در تصوير افقي قبه الصخره ديده مي شود، در داخل ساختمان دو رديف ستون بر روي دو دايره متحدالمركز قرار دارد . در دايره بزرگ هشت ستون بزرگ است كه بين آنها نيز 16 ستون با قطر كمتر بر روي همان دايره پايه گذاري شده است .

بر روي دايره ي كوچك كه داخل دايره مذكور قرار دارد، چهار ستون برگ در چهارگوشه و بين آنها نيز مجموعا دوازده ستون ساده تعبيه شده است . گنبد بر روي ستون هاي اين دايره احداث گرديده است . فواصل بين اين ستون ها به كمك محجري چوبي و مشبك با ارتفاع متجاوز از يك متر محصور شده است .در حقيقت اين محجر به منظور محفوظ داشتن صخره مقدس احداث گرديده است و فقط در قسمتي كه شكل درب ساخته شده مي توان وارد محوطه صخره مقدس شده و به آن دست ماليد .

در كنار يكي از ستون ها و در قسمت جنوبي صخره مقدس، محفظه اي ساخته شده است كه به وسيله ي نردباني فلزي به سقف گنبد متصل مي شود كه به نشانه ي محل حركت تاريخي پيامبر اسلام (ص) براي معراج سماوي مذكور در تفاسير است. گفته مي شود كه در داخل اين محفظه يك تار موي حضرت محمد (ص) نگهداري مي شود .
نور و روشنايي داخل ساختمان به وسيله ي دو رديف پنجره تامين مي گردد كه يك رديف آن در ديوار هاي هشت ضلعي و رديف ديگر در ديواره تحتاني ساختمان است. اين ديورا ها با بهترين سنگ هاي مرمر و نيز ديوار هاي بالا با بهترين كاشي هاي ايراني و عثماني پوشيده شده اند. در سطح دروني گنبد آياتي از قرآن مجيد با بهترين خط و با طلاي ناب نوشته شده است .

سطح بيروني گنبد مطلا است و از نوعي آلياژ مخصوص پوشيده شده است كه دائما به رنگ زرد مي درخشد .
قبه الصخره چهار درب ورودي دارد كه در چهار سمت شمال ، جنوب ، شرق و غرب قرار دارند . معمولا فقط درب غربي براي ورود و خروج نمازگزارن باز است . درب جنوبي به نام باب المكه و درب شرقي به نام باب القضاء معروف است .